این عبارت ها را هرگز به کودکان‌تان نگویید

یکی از دشوارترین کارها نحوۀ حرف زدن با فرزندان است. یک حرف ساده می‌تواند پیام یا فکر نامناسبی را به فرزندان القا کند. ما حتی ممکن است متوجه نشویم اثر حرفی که به بچه‌ها گفته‌ایم تا چه‌ اندازه است.  در این مقاله با ۱۹ جمله‌ای آشنا می‌شویم که هرگز نباید به بچه‌ها بگوییم.

تو باید الگوی برادر کوچکت باشی

بچه‌های بزرگ‌تر ممکن است به‌دلیل توجه بیشتری که احتمالا نصیب کوچک‌ترها می‌شود، دست به بدرفتاری بزنند.

به آنها چه بگوییم؟ پیشنهاد کاترین کرسی، استاد تعلیم‌وتربیت، تحسین و تمجید فرزندان بزرگ‌تر است. به‌نظر او، باید به بچه‌های بزرگ‌تر بگوییم که وجودشان چقدر در زندگی خواهر‌ یا برادرشان مهم است: «چشم برادرت به توست، تو براش الگوی خیلی خوبی هستی.»

صبر کن بابات/ مامانت بیاد خونه!

چرا با گفتن این حرف مسئولیت را به دیگری انتقال بدهیم؟ خودداری در مشارکت برای تربیت فرزند در بسیاری از خانواده‌ها دیده می‌شود؛ در‌حالی‌که والدین در این مورد برابر هستند. نباید یکی از آنها مسئول سخت‌گیری باشد یا از او به‌عنوان تهدید استفاده شود. به‌عنوان پدر و مادر باید مانند گروه واحدی عمل کنیم.

به‌جای آن بگوییم: «یه هفته اجازه نداری بیرون بازی کنی، چون حرف زشتی زدی.» این تنبیه را هم به تأخیر نیندازید. بی‌درنگ اجرایش کنید.

هیچ‌وقت نمی‌بخشمت

حتی برای بهترین پدرومادرها هم اتفاق می‌افتد: وقتی رفتار بدون‌ملاحظه‌ای از کودک سر می‌زند، به‌سرعت واکنش نشان می‌دهیم و حرف‌هایی می‌زنیم که ممکن است واقعا کودک را نابود کند. دکتر پیک‌هارد می‌گوید: «با این حرف، کودک احساس می‌کند از آنچه انجام داده تاابد علیه او استفاده خواهد شد.»

او پیشنهاد می‌کند پدرومادر ابتدا اوضاع را سبک‌سنگین کنند: «کارت بد بود، اما راهی پیدا می‌کنیم که مشکل رو حل کنیم و تمومش کنیم.» در گرماگرم ماجرا به‌سادگی ممکن است حرفی عجولانه بزنیم. پس نفسی عمیق بکشیم و قبل از تصمیم گیری، صبر کنیم تا آرام شویم.

مایۀ خجالت هستی!

متخصصان چنین عبارتی را منفی می‌شمرند. پیک‌هارد معتقد است کاربرد این عبارت باعث می‌شود کودک خود را «ننگ خانواده» بداند.

به‌جای آن بگوییم: «کاری که کردی احساس بدی بهم می‌ده، اما مثل همیشه خودت رو خیلی دوست دارم.»

 بده من انجام بدم

وقتی فرزندمان نمی‌تواند برنامۀ درسی‌اش را به پایان برساند یا در حل تکالیفش به مشکل برخورده است، به‌راحتی بی‌قرار می‌شویم و می‌خواهیم خودمان آن را برعهده بگیریم.

درحالی‌که دکتر کرسی روشی را پیشنهاد می‌دهد که همکاری بیشتری در آن احساس می‌شود؛ بهترین حرفی که می‌توانیم در این‌ مواقع بزنیم این است: «بیا با هم انجامش بدیم!»

گریه نکن

زمینه‌سازی برای این مهم است که کودک احساس خود را، به‌جای انباشتن در خود، بروز دهد (ابراز احساسات). باید به فرزندمان کمک کنیم تا احساسات خود را بشناسد، و صادقانه و بدون سرپوش گذاشتن با آنها رو‌به‌رو شود. حتی اگر صدای گریه‌اش دیوانه‌کننده است، باید بدانیم که کودک ما آزرده است و نیاز به دلداری دارد.

به‌جای آن بگوییم: «می‌دونم ناراحتی که مهسا اینا اسباب‌کشی کردن، گریه‌ کردن اشکالی نداره. همه یه وقتایی لازم دارن احساسات‌شون رو نشون بدن. بذار بغلت کنم.»

اگه همۀ غذات رو بخوری، بعد می‌تونی شیرینی بخوری

همۀ ما این حرف را شنیده‌ایم. تنقلات و شیرینی‌ها می‌توانند آنقدر هوس‌برانگیز باشند که حتی بزرگ‌سالان گاهی آنها را جایگزین وعدۀ اصلی غذا می‌کنند. اما سعی کنید از این خوراکی‌ها به‌عنوان جایزه استفاده نکنید. این کار برای کودک به این معنا است که انواع دیگر غذا به آن خوبی نیستند.

در عوض بگوییم: «ما باید خوراکی های خوب بخوریم تا بدن‌مون قوی بشه. وقتی سیر بشی، شکمت بهت خبر می‌ده. دلت می‌خواد عصرونه سیب یا آلبالو بخوری.»

اگه اتاقت رو تمیز نکنی، حسابت رو می‌رسم

این عبارت مانند مورد شمارۀ ۱۱، نمونه‌ای معمولی از «اگر…، پس…» است. البته جنبۀ تهدیدآمیز این عبارت آن را پرخاشگرانه‌تر هم می‌کند. باید از جمله‌بندی‌هایی که رنگ‌وبوی تهدید دارند خودداری کنیم. مثلا: «یه کاری کنم که به حال خودت گریه کنی.»

درعوض بگوییم: «وقتی اتاقت تمیز شد، بعدش می‌شه بری بیرون بازی کنی.» دکتر کرسی تأکید دارد که باید جمله‌تان به حالتی مثبت اشاره داشته باشد.

ازت ناامید شدم

شاید فرزندمان در امتحانی قبول نشود. به‌نظر پیک‌هارد، اگر بگوییم «ازت ناامید شدم»، چنین صراحت‌کلامی می‌تواند فرزندمان را دچار این احساس کند که «از چشم پدرومادر افتاده‌ است و دیگر دوست‌داشتنی نیست.»

به‌جای آن بگوییم: «من جا خوردم، انتظارش رو نداشتم.»

افتضاحه، بدتر از این نمی‌شه

وقتی در زندگی دچار مشکل می‌شویم، تکرار چندبارۀ چنین عبارتی از طرف ما می‌تواند بچه‌ها را عصبی یا ناراحت کند و چه‌بسا نگرانی‌های تازه‌ای ایجاد کند. دکتر نیومن می‌گوید: «وقتی کلمات هراس‌آور و هیجانی بارها تکرار شوند، کودک را به این باور می‌رسانند که آن اتفاق ناگوار بارها رخ داده است.»

به‌جای آن بگوییم:‌ «باور کردن همچین فاجعه‌ای سخته، اما اگه تو بخوای درباره‌‌اش حرف می‌زنیم.»

موقع کار همه‌اش جلوی دست‌وپای منیاین عبارت ها را به کودکانتان نگویید - زن امروزی

به‌خاطر انرژی همیشه‌زیادِ بچه‌ها، طبیعی است که سر راه ما قرار بگیرند.

به‌جای گفتن حرفی که نتیجه‌ای ندارد، می‌توانیم همان‌طور که دکتر کرسی توصیه می‌کند فرزندمان را درگیر کنیم: کاری را که به‌سادگی از عهده‌اش برمی‌آید برایش تدارک ببینیم. مثلا: «می‌تونی بهم کمک کنی و این بسته‌ها رو بپیچی/ این نخ‌ها رو گره بزنی؟»

چون من می‌گم!

این عبارت احتمالا یکی از تکراری‌ترین حرف‌های پدرومادرها است که به گوش بچه‌ها می‌رسد؛ البته باید از آن اجتناب کنیم. این جمله قدرت زیادی دارد اما مشکلش این است که تمام کنترل را از کودک می‌گیرد. همیشه وقت نداریم که دلایل خواسته‌مان را برای کودک توضیح بدهیم. اما باید سعی کنیم به او زمینۀ بهتری برای درک چراییِ خواسته‌مان بدهیم. بهتر است او بداند چرا می‌خواهیم کاری را انجام بدهد یا از انجام کاری خودداری کند.

جایگزین عبارت بالا می‌تواند چنین حرفی باشد: «می‌دونم خیلی دلت می‌خواد این بعدازظهر علیرضا رو ببینی. اما من امروز باید رخت‌ها رو بشورم و به کمکت احتیاج دارم. نظرت چیه که فردا علیرضا رو ببینیم؟» این رویکرد به کودک نشان می‌دهد که احساساتش مهم هستند و شما به حرف‌شان گوش می‌کنید.

منبع: چطور

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.