شهیده عصمت پورانوری

تولد: 30 آبان1341. شهرستان دزفول

شهادت: 19 آذر 1360. دزفول. در اثر حمله هوایی نیروهای بعث عراق

شهید شاخص سال 98

شهیده عصمت پورانوری بانوی شهید 19 ساله ی دزفولی است که در 19 آذرماه 1360 در حالی که فقط 66 روز از آغاز زندگی مشترکش گذشته بود، در اثر حمله هوایی نیروهای بعث عراق، روی پل قدیم دزفول در حالی که قصد عزیمت به گلزارشهدای بهشت علی دزفول را داشت، به شهادت رسید.

روایت زندگی و خصوصاً روایت ازدواج این شهیده ی والامقام، می تواند الگویی برای تمامی دختران سرزمینمان باشد.

عصمت پورانوری بانویی صدیق و با ایمان، معقول و با ادب بود. آرام و متین با چهره ای محبوب در خانه و خانواده، پرکار و فعال بود. توکل و توسلش به خداوند زبان زد همگان بود.

او از کودکی علاقه وافری به یادگیری مسائل دینی داشت؛ بطوری که در سنین کم توانست قرآن خواندن و نماز را بطور کامل یاد بگیرد و در حفظ و رعایت حجاب خود از کودکی علاقه زیاد نشان می داد.

لباس فرم

از مدرسه برگشت و با ناراحتی وارد خانه شد و یک گوشه نشست و به مادر گفت: «من دیگر مدرسه نمی روم». مادر دلیل ناراحتی اش را پرسید. عصمت گفت:

«من می خواهم با حجاب کامل به مدرسه بروم. خانم مدیر می گوید یا باید لباس فرم مدرسه را بپوشی یا اجازه ورود به مدرسه را نداری. من دیگر مدرسه نمی روم. لباس فرم لباس پوشیده ای نیست!»

مادر فردا می رود مدرسه تا پرونده ی عصمت را بگیرد. به مدیر می گوید :« من چهار دختر دارم. می‌خواهی بلیط جهنم را برای خودم بخرم و دخترانم را بی‌حجاب کنم! برای آخرتم چه کنم!»

و این جا اعتقادات عصمت و اقتدار کلام مادرش بر قانون مدرسه غالب می شوند و عصمت با پوشش کامل به مدرسه می رود و همرنگ جماعت نمی شود تا لبخند خدا را ببیند.

قناعت

بسیار قانع و متواضع بود. راجب به قانع بودن عصمت همین بس که وی در هنگام ازدواجش همه اش میگفت همسر من باید کسی باشد که از نظر ایمان و تقوا پسندیده و مکتبی باشد.

کمال قناعت و سادگی در مراسم ازدواجش به چشم می خورد. او صداق ” مهریه ” خود را یک جلد کلام الله مجید قرار داد و زندگی بسیار ساده ای در اتاقی کوچک تشکیل داد.

همیشه بیاد فقرا و مستضعفین بود و در صحبت هایش می گفت که بعد از شهادتم لباسهایم و هرچه که به نامم باشد به مستضعفین تعلق دارد.شهیده عصمت پورانوری - زن امروزی

فعالیت های سیاسی

عصمت پورانوری در دوران انقلاب، مرتب در مراسم و برنامه های خیابانی و جلسات افشاگرانه رژیم منحوس پهلوی شرکت نموده و در هدایت دوستان و آشنایان در جهت افشای ماهیت طاغوت نقش بسیار داشت.

با توسل به رهنمودهای امام که بوسیله پخش اعلامیه های او صورت می پذیرفت نقش بسیار فعالی در بررسی مسائل و مباحث اسلامی  داشت. بطوری که در جلسات و برنامه عقیدتی، سیاسی با شور تمام شرکت می نمود.

بعد از انقلاب اسلامی ایران، مجدانه در ترویج خط اصیل اسلامی ،که همانا خط امام و روحانیت متعهد و مسئول می باشد تلاش و مستمر و پیگیر داشت و همیشه می گفت: رمز پیروزی و بهروزی اسلام ،امام و روحانیت است، پس این عزیزان را باید داشته باشیم؛ زیرا اینان توشه راهند.

در دوران دبیرستان فردی بسیار فعال و پرکار بود بطوری که در تمام مراسم و برنامه هایی که در دبیرستان برگزار می شد شرکت فعال داشت؛دقیقاً موضعی خصمانه در قبال نیروهای چپ و منافق و دیگر گروهک های ضدانقلابی که می خواستند در دبیرستان فعالیتی بکنند، داشت و فردی مشخص در انجمن اسلامی دبیرستان خود بود؛ تا اینکه در سال ۵۹ موفق به اخذ دیپلم اقتصاد از دبیرستان کوثر شد.

در دوران انقلاب، در مبارزات علیه رژیم منحوس پهلوی شرکت داشت. بعد از انقلاب اسلامی ایران، در تمامی جلسات عقیدتی ـ سیاسی که از طرف نهضت تشکیل شده بود، شرکت می‌کرد.

عبادت خالصانه

دعاهای طولانی او بعد از نماز ترک نمی شد و شبهای قدر ماه مبارک رمضان را همیشه با احیا به شب زنده داری مشغول می شد.

روی مسائل معنوی خیلی تکیه می کرد بطوری که فعالیتش برای خواسته های دنیوی در مقابل فعالیتهایش برای آخرت و معنوین هیچ بود او همیشه آخرت را در نظر داشت و به همین دلیل در همه کارهایش خدا را محور قرار داده بود.

از زبان همسر

عصمت با حجاب کامل می خوابید وقتی از او سوال می کردم که چرا این چنین مسلح و مجهزی هنگام خواب، گفت: محمد به این خاطر که اگر بر اثر حملات موشکی متجاوزین در زیر خروارهائی از خاک و گل فرو رفتم در هنگام بیرون کشیدنم از زیر خاک چشم نامحرم بر من نیفتد.

هر وقت که امام سخنرانی می فرمود عصمت بلافاصله تند و تند می نوشت. می گفتم فردا روزنامه متن کامل آن را منعکس می کند او می گفت باید کلام ملکوتی امام را بنویسم تا در رگ و خونم جریان یابد.

همیشه می گفت محمد می خواهم با تو به جبهه بیایم و هرکاری که از دستم برآید انجام دهم. به او گفتم نه تو باید بر تکلیف خویش عمل کنی و سدی پولادین در تدارکات پشت جبهه باشی و تو باید پیام رسان خون من و امثال من باشی ولی عجبا به این سعادتی که نصیب تو پاسدار عزیز شده که هم اکنون تجسم عینی خون و پیام هستی.

چند روز پیش از شهادتش برایم حرف هایی می زد که تعجب آور بود و قابل تأمل، بطوری که این احساس در من بوجود آمده بود که این بار در جبهه شهید می شوم ولی دیدم که برعکس خودش شهید شد و مرا تنها گذاشت با کوله باری از خون و پیام و به سنگینی واژه ” مسئولیت ”

پرورش نسل با ایمان

عصمت در مورد اهمیت تشکیل خانواده به دوستانش این گونه می گفت: « باید هر چه سریع‌تر تشکیل خانواده بدهیم و صاحب فرزند شویم. باید نسلی با ایمان و پایبند به احکام اسلامی تربیت کنیم و باید سرباز امام زمان (عج) بسازیم. فرزندان ما آینده‌ی روشنی در سایه سار ولایت خواهند داشت.»

او نظرش را درباره خواستگارش چنین برای مادر شرح می دهد: « خوبه! دقیقاً همونیه که تو ذهنم بود.آخه صداقت داشت و بی‌ریا بود. مهم تر از همه یه رزمنده س. تو حرفاش بهم گفت که یه پاسداره و چیزی از خودش نداره. بجز یه اتاق تو خونه ی پدری اش که فرش زیر پاش هم یه نمد بیشتر نیست. منم بهش گفتم که مادیات برام مهم نیست.

شهادت

در نهایت عصمت در 19 آذرماه 1360 در حالی که فقط 66 روز زندگی مشترک را تجربه کرده بود، در راه زیارت قبور شهدا، در اثر ترکش راکت هواپیمای عراقی، بر روی پل قدیم دزفول، آسمانی شد.

مزار مطهر شهیده عصمت پورانوری در کنار مزار یادبود برادر شهیدش علیرضا پورانوری که هیچ گاه از عملیات والفجر مقدماتی برنگشت، در قطعه 2 گلزار شهدای شهیدآباد دزفول زیارتگاه عاشقان است.شهیده عصمت پورانوری - زن امروزی

گزیده ای از تقریظ دکتر محمد رضا سنگری بر کتاب عصمت

عصمت، چشمانی داشت که از تماشای ملکوت و زیارت اشک، رنگ و نشان دیگر یافته بود؛ نگاهی داشت که روشنی از قرآن و نهج البلاغه و مفاتیح گرفته بود. زبانی داشت که پس از ترنم در خلوت عاشقانه، ما را به میزبانی و مهمانی واژه‌ها می‌برد.

اگر سرانگشت عصمت، آسمان را نشان می‌داد، خود بارها پرواز را تجربه کرده بود و از این خاکدان تاریک، نقبی به روشنای شگفت آن سوترها زده بود. اگر عصمت از عفاف و حجاب می‌گفت، خود پاس این حریم قدسی داشته بود و عفاف ورزی و حجاب داری، شیوه و شوکت شکوه‌مند زندگی‌اش بود.

شهید عصمت اگر امروز اسوه و سرمش و چراغ راه ماست به این سبب بود و هست که فاصله میان گفتار و رفتار را در نور دیده بود و میان «بود» و «نمودش» هیچ تفاوتی نبود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.