به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام در سال ۱۴۸ هجری قمری در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر ایشان امام موسی بن جعفر(ع) و مادرشان بانویی بزرگوار و خردمند به نام نجمه بود.

همسر امام رضا سَبیکه نام داشت که گفته شده از خاندان ماریه قبطیه همسر پیامبر(ص)، بوده است.

امام جواد(ع) در زیارت امام رضا(ع) او را امام رئوف خطاب کرده است.

درباره تعداد و اسامی فرزندان امام رضا اختلاف است. شیخ مفید، غیر از محمد بن علی فرزندی برای وی نمی‌شناسد. شهرآشوب و طبرسی، نیز بر همین عقیده‌اند.

امام رضا(ع) پس از شهادت پدرش، در سال ۱۸۳ق امامت را عهده‌دار شد؛ مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال بود که با خلافت هارون الرشید(۱۰ سال)، محمد امین (حدود ۵ سال)، مأمون (۵ سال) همزمان شد.

مدّت طولانی امامت امام علیه السلام از یک سو، و شکل‏ گیری جریانات انحرافی و رخدادهای سیاسی از سوی دیگر، زندگی ایشان را از زندگی دیگر امامان، ممتاز ساخته است.

چند بعد از شخصیت اخلاقی امام

ـ هیچ گاه با سخن خود، دیگران را آزار نداد.

ـ سخن هیچ کسی را قطع نکرد.

ـ به نیازمندان بسیار کمک می کرد.

ـ با خدمتگزاران خود بر سر یک سفره می نشست و غذا می خورد.

ـ همیشه چهره ای خندان داشت.

ـ هرگز با صدای بلند و با قهقهه نمی خندید.

ـ هنگام نشستن، هرگز پای خود را در حضور دیگران دراز نمی کرد.

ـ در حضور دیگران هرگز به دیوار تکیه نمی زد.

ـ به عیادت بیماران می رفت.

ـ در تشییع جنازه ها شرکت می جست.

ـ از مهمانان خود، شخصا پذیرایی می کرد.

ـ وقتی بر سر سفره ای می رسید، اجازه نمی داد تا به احترام او از جای برخیزند.

هرگاه امام فراغتی پیدا می‌کرد، نزدیکان و اطرافیانش از کوچک و بزرگ را جمع می‌کرد و به گفتگو با آنان می‌پرداخت.

ـ بردبار و شکیبا بود.شهادت امام رضا علیه السلام - زن امروزی

شخصیت علمی امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام جایگاه علمی ویژه ای داشت. او از دانشی سرشار بهره مند بود و این برجستگی علمی او در رویارویی با دانشمندان ادیان و مذاهب دیگر، بهتر آشکار می شد. جلسات و محافلی که علما و دانشمندان مختلف گرد هم می آمدند و به بیان دیدگاهها و نظرات خویش می پرداختند، در آن زمان رونق خاصی داشت. حاکمان آن عصر، گاه برای جلوه دادن شکوه دربار خویش، گاه به منظور گرایش دانشمندان به دربار و زمانی برای این که بر عقیده کسی چیره شوند، در کنار مجالس دیگر، به برگزار کردن نشست های علمی نیز می پرداختند. این محافل که به جلسات (مناظره) معروف بود، بهترین مکان برای ابراز شایستگی های علمی افراد به شمار می رفت.

در عصر امام رضا (ع)، آن گاه که همه دانشمندان جمع می شدند و به گفت و گو می پرداختند و سرانجام در پاسخ دیگران فرو می ماندند، دست به دامان امام رضا(ع) می شدند تا بر حقانیت مطلب خویش گواهی دهند. یکی از مهم ترین و معروف ترین لقب های امام رضا (ع)، (عالم آل محمد) است. این که از میان همه امامان شیعه، حضرت امام رضا به این لقب شهرت یافته است، خود دلیل برجستگی آن امام از جهت دانش های رایج در زمان خویش و یافتن فرصت برای آشکارسازی آن علوم است.

هجرت امام به خراسان

امام رضا(ع) هنگامی که خود را ناچار به سفر یافت، برای این که ناخرسندی خود را از این سفر اعلام فرماید، چندین بار در کنار حرم مطهر پیامبر اکرم(ص) حضور یافت و به گونه ای به زیارت پرداخت که همگان فهمیدند این سفر مورد رضایت امام نیست.

یکی از شاهدان این ماجرا نقل می کند که امام را در حال زیارت دیدم، نزدیک رفتم و برای این که امام در آستانه سفر است به ایشان شادباش گفتم، اما حضرت چنین پاسخ داد: مرا به حال خود بگذار! من از جوار جدم پیامبر(ص) خارج می شوم و در غربت از دنیا خواهم رفت!

حدیث سلسلة الذهب

امام رضا(ع) در این سفر تاریخی، هر جا که توانست کوشید تا مردم را با اسلام، قرآن، تشیع، اخلاق اسلامی ، آرمانهای دینی و احکام مذهبی آشنا سازد. از جمله مهمترین فرازهای این سفر، توقف امام در نیشابور و سخن تاریخی ایشان در جمع گروه بسیاری از مردم و حدیث شناسان این شهر است. حدیث سلسلة الذهب این است که خداوند فرمود: کلمه لا اله الا الله دژ استوار من است. هر کس که وارد آن دژ شود از عذاب من ایمن خوهد بود. با شرایط آن… و من از شرط های آن هستم.

مناظرات

مأمون پس از آوردن امام رضا(ع) به مرو، جلسات علمی متعددی با حضور علمای گوناگون تشکیل داد. در این جلسات، مذکرات زیادی میان امام و دیگران صورت می‌گرفت که به طور عمده درباره مسائل اعتقادی و فقهی بود. بخشی از این مذاکرات را طبرسی در کتاب احتجاج فراهم آورده است. برخی از این مناظرات از این قرارند:

  • مناظره امام رضا در باب توحید
  • احتجاج در باب امامت
  • مناظره امام رضا با سلیمان مروزی
  • مناظره امام رضا با ابو قرة
  • مناظره امام رضا با جاثلیق
  • مناظره امام رضا با رأس الجالوت
  • مناظره امام رضا با عالم زرتشتی
  • مناظره امام رضا(ع) با عمران صابی

مأمون می‌خواست با کشاندن امام به بحث، تصوری را که عامه مردم درباره ائمه اهل بیت علیهم السلام داشتند و آنان را صاحب علم خاص مثلاً «‌علم لدنّی‌» می‌دانستند، از بین ببرد. صدوق در این باره می‌گوید: مأمون اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام قرار می‌داد تا حجت آن حضرت را به وسیله آنان از اعتبار بیندازد و این به جهت حسد او نسبت به امام و منزلت علمی و اجتماعی او بود. اما هیچ کس با آن حضرت روبه رو نمی‌شد جز آن که به فضل او اقرار کرده و به حجتی که از طرف امام علیه او اقامه می‌شود، ملتزم می‌گردید.

شهادت امام رضا(ع)

مأمون که روز به روز گرایش بیشتر مردم به امام رضا(ع) را می دید، در برابر هم مسلکان خود، یعنی خاندان عباسی هیچ بهانه ای نداشت. پس تصمیم گرفت راهی بغداد شود تا از نزدیک با ایشان به گفت و گو بنشیند.

اما آیا او در این سفر چه ارمغانی برای آنان به همراه داشت؟

آیا می توانست امام را از ولایتعهدی برکنار کند؟

آیا می توانست بیعت گسترده ای که از مردم گرفته بود، نادیده بگیرد؟

آیا می توانست واکنش مردم به برکناری امام را تحمل کند؟

آیا می توانست در برابر ناخرسندی انبوه شیعیان و پیروان امام، دلیل قانع کننده ای بیاورد؟

این جاست که باردیگر مأمون چهره واقعی خود را نمایان می سازد و به خشونت پنهان و سیاست بازی روی می آورد.

او نخست، وزیرش فضل بن سهل را می کشد و بر جنازه او اشک می ریزد و برای یافتن قاتلان او جایزه تعیین می کند و آن گاه که آنان را دستگیر می کنند، آنان شهادت می دهند که مأمون خود به این کار فرمان داده است، اما او ناباورانه آنان را می کشد.

سپس برنامه حذف امام رضا(ع) را دنبال می کند، اما می کوشد که این برنامه را به گونه ای عملی سازد که دامان خود او از این امر پاک نشان دهد. پس در راه سفر به بغداد، در توس توقف می کند و در همان جا با خوراندن انار یا انگور زهرآلود به حضرت، امام رضا(ع) را مسموم می سازد و مانند آن چه پس از قتل فضل بن سهل کرد، در این جا نیز بر پیکر پاک امام اشک می ریزد و حضرت را در کنار قبر پدر خود هارون الرشید دفن می کند.

امام رضا(ع) پیشتر، شهادت خود به دست مأمون را به برخی از یاران خود گوشزد کرده بود. از جمله یک بار به دو تن از اصحاب خویش فرموده بود: اینک هنگام بازگشت من به سوی خدا فرا رسیده و زمان آن است که به جدم رسول خدا(ص) و پدرانم بپیوندم. تومار زندگی ام به انجام رسیده است. این حاکم خودکامه (مأمون) تصمیم گرفته است که مرا با انگور و انار مسموم به قتل برساند.

در میان نقل قول های گوناگون درباره روز و ماه و سال شهادت امام رضا(ع)، مشهورتر آن است که حضرت در روز جمعه، آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری به شهادت رسیده، در حالی که ۵۵ سال از عمر مبارک امام سپری شده بود.

منبع: بیتوته

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.