گستره عفاف به گستردگی زندگی

گرایش به زیبائی از قبیل: زیبا پوشیدن، زیبا سخن گفتن، خود را آراستن، معطر کردن و تمایلات جنسی، همه و همه اموری است که از فطرت انسان برمی خیزد.

آنچه مهم است، نگهداشتن حریم و خارج نشدن از حد اعتدال در این موارد می باشد، نه سرکوب کردن خواهش ها و تمایلات فطری و درونی و نه تند روی و افراط در آنها، اساسا معنای عفت همین است. یعنی شخصی عفیف وپاکدامن است که بتواند شهوات و غرایز خود را تحت کنترل درآورد، به طوری که از حد اعتدال خارج نگردد.

امیر مؤمنان حضرت علی ابن ابیطالب (علیه السلام)، مقام و جایگاه عفیف را با مقام شهید در راه خدا مقایسه می کند.

«ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف لکاد العفیف ان یکون ملکاً من الملائکه. پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت گناه دارد و آلوده نمی گردد. همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست». گستره عفاف - زن امروزی

مفهوم و تعریف عفاف

در تعالیم اسلامی، مفهوم واژه عفت، بر کنترل شهوات و جلوگیری آن در خروج از مرز اعتدال دلالت می کند.

در قرآن کریم «حالت نفسانی که از غلبه شهوت باز دارد » آمده است. به بیان قران کریم عفیف به شخصی اطلاق می شود که خود نگه دار و با مناعت باشد.

این تعبیر در افراد و موارد مختلف، شرایط خاص خود را دارد. به عنوان مثال:

الف) عفت در فقیر عبارت است از: قناعت ورزی وحفظ نفس از تمایلات شهوانی تا گناهی از وی صادر نشود.

ب) عفت در غنی عبارت است از: نگهداری وحفظ نفس از شهواتی که به واسطه وسعت مال و امکانات مالی برای توانگر حاصل می شود. «و من کان غنیا فلیستعفف».

ج)عفت در افرادی که توانائی بر انجام نکاح ندارند، خودداری نفس از شهوات و حفظ پاکدامنی از آلودگی به گناه.

د) عفت در زنان سالخورده به نگهداری حفظ خویشتن است از آنچه نفس بدان میل می کند، از قبیل: ظاهر کردن زینت وخودآرائی.

در ادیان الهی نیز، توصیه به عفاف و حیا فراوان شده است. دررساله پولس درعهد جدید می خوانیم : «زنان خویشتن را به لباس مزین به حیا وپرهیزکاری بیارایند، نه به زلف ها و طلا و مروارید و رخت گرانبها».

برخی براساس مجسمه های برجامانده، کتیبه و نقش برجسته های تاریخی چنین استنتاج کرده اند که سرما و گرما، علت اصلی اختیار پوشاک نبوده، بلکه علت آن حیا و پوشاندن شرمگاه بوده است. و زنان ایرانی در دوره های مختلف از مادها، هخامنشیان، اشکانیان وساسانیان نیز، دارای پوشش بوده اند.

دامنه عفاف

عفت درفکر

گرانبهاترین سرمایه ای که خداوند به نوع بشرارزانی داشته، گوهر فروزان عقل است. همه اعمال، احساسات، رفتار و حتی توانائیهایمان بر اساس اندیشه و فکر حالت می گیرد. هر عمل و رفتاری چه خوب و چه بد، چه اینکه نتیجه آن خیر یا شر باشد، از فکر و اندیشه سرچشمه می گیرد، به عبارت ساده تر، آنگونه که می اندیشیم، عمل می کنیم.

هرچه فکر انسان متعالی تر و با فطرت کمال جوی او (که خالی ازهرگونه زشتی وپلیدی است) بیشتر منطبق باشد سریع تر راه تکامل را می پیماید. چنانچه، مولای متقیان، حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «من عقل عف» هر آنکس که عقل دارد عفت می ورزد و در جای دیگر می فرمایند: «عقل انسان، به میزان عفت وقناعتش سنجیده می شود»

انسانی با شرف است که افکار او شریف و بالعکس انسانی آلوده و گنه کار است که اندیشه و فکر او آلوده باشد. جان کلام این است، برای رسیدن به زندگی حقیقی و سعادتمندانه محتاج اندیشه و فکری عفیف، صادق و قابل اعتماد هستیم.

عفت درنگاه

چشم، دروازه دل است. آنچه ازاین دریچه وارد وجود شخص می شود، گاهی او را به سرمنزل سعادت و گاه به ورطه سقوط و ذلت می کشاند. دل، آنچه را که از طریق چشم می بیند و حس می کند، مورد تحلیل قرار داده و زمینه را برای انفعال در برابر شرایط موجود و در پی آن حرکت برای کسب و تصرف آن شرایط و اقناع آن فراهم می نماید. و این سخن درستی است که «هر آنچه دیده بیند دل کند یاد» حال فرق نمی کند که آن نگاه به صواب بوده و مجاز و یا ناصواب بوده و غیر مجاز.

از آنجا که خداوند، خالق انسان است ونسبت به تمام صفات واخلاقیات او آگاهی کامل دارد ، مصلحت، خیر وصلاح اورا بهتر ازهرکسی می داند، لذا به عفت درنگاه توصیه فرموده و انسان را از نگاه های آلوده برحذر می دارد. «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم …. و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن » بیان صریح این آیات، حرمت نگاه کردن مرد و زن نامحرم به یکدیگر است.

عبارت «ذلک ازکی لهم» در این آیه، اشاره دارد که توصیه به عفاف و لزوم پرهیز از چشم چرانی و یا خود نمائی زن، به منظور پاکی جان و روان انسان ها و تطهیر آنان از پلیدی، آلودگی، نابسامانی های اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی است و این امری است که با سعادت مرد وزن و نسل انسانی مرتبط است.
آری نگاه، جرقه ای است که غریزه را شعله ور می سازد.

عفت در معاشرت

آنچه مسلم است و از قران و سیره پیامبر(صلی الله علیه واله) و ائمه اطهار علیه السلام دریافت می شود، این است که زنان با رسول اکرم (صلی الله علیه واله) و امامان بزرگوار معاشرت و گفتگو داشته و این یک امر طبیعی وعادی بوده است.

از دیدگاه اسلام، مشارکت اجتماعی زنان و تعامل و ارتباطاتی که دراین زمینه پیش می آید تجویز شده، اما این روابط، همواره دارای آداب و شرایطی است که آن را عفت در روابط اجتماعی نامیده ایم.

الف- پرهیز از محادثه که آن عبارت است از: گفتگوئی که هزل و لهو را به همراه داشته و با نوعی فتنه انگیزی آمیخته است. حضرت رسول (صلی الله علیه واله) می فرمایند: هر کس با زن نامحرم شوخی کند، برای هر کلمه ای که با او سخن گفته، هزار سال زندانی می گردد.

ب- پرهیز ازخلوت: امام موسی بن جعفر (علیه السلام )به نقل از پیامبر( صلی الله علیه واله) فرمودند : هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، هرگز درجائی که نفس زن نامحرمی را می شنود، توقف نکند.

همچنین رسول اکرم (صلی الله علیه واله) می فرمایند: آگاه باشید هرگز مرد وزنی باهم خلوت نمی کنند مگر آنکه سومی آنان شیطان است.

ج- پرهیز از مصافحه: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) فرمودند: هرکس بازنی که محرم او نیست مصافحه کند غضب حق تعالی را برای خود خریده است. در جای دیگر می فرمایند: هرکس به طور حرام با زنی مصافحه کند، یعنی با او دست بدهد، روز قیامت در غل و زنجیر بسته و به آتش انداخته می شود.

د- پرهیز از استعمال عطر وبوی خوش: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هر زنی که خود را خوشبو کند و از خانه خارج شود مورد لعنت قرار می گیرد تا زمانی که به خانه مراجعت کند.

عفت در زینت

تمایل آدمی به زیبائی و جمال، یکی از خواهش های فطری بشر است و احساس لذت از مناظر زیبا، با سرشت انسان آمیخته است.

حضرت علی (علیه السلام) در این باره فرمودند:« حسن وجه المومن حسن عنایة الله به» روی زیبای مردم با ایمان، عنایت نیکوی خداوند به آنان است.
بدین سان جامه زیبا پوشیدن، مسواک زدن، شانه و روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن، و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم در مسجد یا محیط خانواده و اجتماع، از مستحبات موکد و جزء برنامه روزانه مسلمانان است.

بنابراین خداوند نهی از زینت نمی کند، بلکه آنچه مذموم است ومورد نهی واقع شده، نهی از تبرج و آشکار کردن زینت در محافل اجتماعی که محل کار و تلاش زن و مرد مسلمان است، می باشد.

نه تنها استفاده اززینت ها از نظر شرع اشکال ندارد، بلکه ارضاء تمایل خودآرائی و زینت که یکی ازخواهش های فطری است، به تکامل ذوق و هنر و شکفتن احساسات کمک می کند و انسان را به راه تعالی روحی و پیشرفت های عاطفی سوق می دهد. اما باید توجه داشت که این کار به زیاده روی و افراط نگراید و از حد شایسته و اعتدال خود تجاوز نکند.

تجمل پرستی، زیاده روی و بی عفتی درزینت و خودآرائی، عوارض نا مطلوبی دارد. اگر این غریزه از حد و مرز شرعی خود خارج شود، آدمی را می فریبد و کام او را تلخ و زندگی را بر وی تنگ می کند و او را دردام شیطان اسیر می سازد.

امام صادق (علیه السلام ) می فرمایند: « پیامبر(صلی الله علیه واله) زن را ازاینکه برای فرد اجنبی زینت کند، نهی فرموده و اگر چنین کرد، حق است که خداوند او را درآتش بسوزاند»

عفت در کلام

قران به انسان دستور داده که به گونه ای هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان در شما طمع کنند، « فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولاً معروفا» جمله « فلا تخضعن بالقول » اشاره به کیفیت سخن گفتن دارد، یعنی به هنگام سخن گفتن جدی، خشک و بطور معمولی سخن بگوئید.

جمله « قلن قولا ًمعروفا » اشاره به محتوای سخن گفتن دارد، یعنی باید به صورت شایسته که مورد رضای خدای متعال و پیامبر (صلی الله علیه واله) و توام با حق و عدالت است، سخن گفت، البته (قول معروف) معنی وسیعی دارد و هرگونه گفتار باطل و بیهوده و گناه آلود و مخالف حق را نفی می کند.

بنابراین از نظر قرآن هر گونه ناز و غمزه در کلام، با ادا و اطوار سخن گفتن، تغییر صدا که افراد شهوتران را به فکر گناه می افکند و هر گونه سخن باطل، مردود است.

عفت در ستر (حجاب)

در روایات آمده است: « المرئه ریحانة » زن همچون ریحانه یا شاخه گلی، ظریف است، اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین، مصون نمی ماند.

قران، زنان ایده ال را که در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه می کند، « کامثال اللولوالمکنون »

و یا آن ها را به جواهرات اصلی مانند یاقوت و مرجان تشبیه می کند که جواهر فروشان، آنها را در پوشش مخصوص قرار می دهند تا همچون جواهرات بدلی به آسانی در دسترس این و آن قرار نگیرند و از قدر و ارزش آنها کاسته نشود. این جوهر لطیف را از سهل الوصول بودن مصون داشته ومحدوده مطمئن تری پیرامون او قرار داده است.

برگرفته از راسخون

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.