آذری

قوم آذری :

این قوم بیشتر در مناطق شمال و شمال غرب ایران مانند آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی و اردبیل زندگی می کنند . بعد از قوم فارس ، آذری ها بزرگترین اقلیت قومی در ایران را تشکیل می دهند .

آداب و رسوم :

ماه مبارک رمضانآذری - زن امروزی

قاباخلاما

یکی از سنت هایی که در بین مردم ایران رایج است، استقبال از ماه مبارک رمضان است که در روزهای پایانی ماه شعبان روزه می گیرند و در بین قوم آذری به آن قاباخلاما می گویند.

رؤيت هلال ماه و نگاه کردن به آيينه

قبل از اعلام رسمی ماه رمضان عده ای برای رؤیت ماه به نقاط بلند می روند که مردمان آذری نیز این کار را انجام می دهند و هنگام رؤیت ماه به آیینه نگاه می کنند و صلوات می فرستند زیرا آیینه را نماد صافی و زلالی می دانند . پیرمردان این مناطق آیینه های کوچکی در جیب خود دارند که بعد از دیدن ماه به آن نگاه می کنند و صلوات می فرستند.

غبار روبی منازل و مساجد

قبل از شروع ماه رمضان مردم مساجد و خانه هایشان را غبارویی و نظافت می کنند و خودشان را برای ماه رمضان آماده می کنند .

مراسم افطاری

افطاری دادن در بین مردم آذری در ماه رمضان مرسوم می باشد اما آنچه که اغلب بر سر سفره افطاري آذري ها ديده مي شود از نان هاي روغني گرفته تا سوپ و خرماهاي تزيين شده با گردو، پودر گردو، پنير، سبزي، ماست، مربا، شيربرنج و انواع حليم ها است .

اوباش دان

مردم آذری هنگام سحر که برای خوردن سحری از خواب برمی خیزند با کوبیدن ضربه هایی بر دیوار همسایه ها آن ها را نیز برای سحر بیدار می کنند .

دوختن کيسه لعن ابن ملجم

شب بیست و هفتم ماه رمضان که به شب قصاص ابن ملجم معروف است در بین آذری ها دارای رسوماتی می باشد . در این شب زنان آذری کیسه ای می دوزند که به کیسه لعن ابن ملجم و یا  لعن مراد معروف است و زنان با هر سوزنی که به کیسه می زنند یک بار بر ابن ملجم لعنت می فرستند .

مراسم ازدواج

خواستگاری

زمانی که پسری تصمیم به ازدواج با دختری را گرفت ابتدا زنان خانواده به خواستگاری دختر مورد نظر می روند اگر خانواده دختر موافقت خود را اعلام کردند بعد از چند روز مردان خانواده پسر برای تعیین مهریه به منزل پدر دختر می روند. بعد از توافق میان دو خانواده یک تا چهار کله قند می آورند و می شکنند و بعد از شکستن قند مهمان ها چای و قند می خورند و تبریک می گویند . بعضی از خانواده ها در همان مجلس انگشتری را در انگشت عروس می کنند و دختر و پسر رسما با هم نامزد می شوند . بعد از مراسم نامزدی يک يا چند خوانچه شيريني و لباس از منزل پسر به منزل دختر فرستاده مي شود و روز شيريني خوران و عقد کنان تعيين مي گردد.آذری - زن امروزی

شیرینی خوران

در این مراسم خانواده داماد به منزل عروس می روند و عروس را نزد مادر داماد می برند تا دست او را ببوسد سپس مادر داماد انگشتری را در انگشت او می کند و لباس و زیور آلات را نیز به او می دهد . پس از آماده شدن جهيزيه و تعيين روز عروسي، خانواده عروس و داماد وسايل لازم را تهيه مي کنند .

بردن جهیزیه

اقوام و فامیل خانواده عروس در تهیه جهیزیه مساعدت می کنند . قبل از اینکه عروس وارد خانه داماد شود در برخی نقاط اتاق جهیزیه را می چینند و جانمازها ، پیراهن ها و … که اغلب عروس با دست خود درست کرده است را آویزان می کنند همچنین اگر عروس قالیچه ای را بافته باشد اتاق را با همان قالیچه فرش می کنند و سایر جهیزیه را نیز به شکل زیبایی می چینند .

سیاهه کردن جهاز

این یکی از آداب و رسوماتی است که هنوز در بین برخی از خانواده های آذری انجام می شود . لیستی از تمام جهاز عروس در دو نسخه چاپ می شود و یک نسخه را به خانه ی داماد و یکی را به خانه عروس تحویل می دهند .

حنابندان

یکی از رسوماتی است که در بسیاری از مناطق ایران انجام می شود . قبل از رفتن عروس به خانه داماد برگزار می شود و زن ها دف و دایره می زنند و به رقص و پایکوبی می پردازند . در مناطق سنتي تر پس از اين به سر و پاهاي خود حنا مي گذارند و دخترها نيز فقط به سر انگشت خود حنا مي گذارند. در بعضي نقاط آذربايجان يک شب هم به حنابندان داماد اختصاص دارد که دوستانش در حمام به دست وی حنا می گذارند.

حمام رفتن داماد

يک روز پيش از اينکه عروس را به خانه داماد ببرند، از طرف داماد، جوان هاي خانواده هاي عروس و داماد به حمام دعوت مي شوند. از طرف خانواده عروس يک بقچه لباس براي دماد و جوراب و دستمال براي ساقدوش و سولدوش داماد با شيريني و ميوه آن فصل مي فرستند. پس از حنابندان و نظافت، داماد لباس هاي دامادي را به تن کرده و با ساقدوش و سولدوش و ساير همراهان خود از حمام بيرون آمده و به سمت خانه داماد حرکت مي کنند.

پرتاب سيب توسط داماد به سمت عروس

در این مراسم زمانی که عروس به سمت خانه داماد می رود داماد به همراه ساقدوش و سولدوش به پشت بام خانه رفته، هنگام نزديک شدن عروس به خانه، سيب درشت و سرخي را که از قبل براي اين مراسم تهيه شده، با تمام توان به زير پاي عروس پرتاب مي کند .

زیرلفظی

در بسیاری از مناطق متداول است . داماد سعی می کند که عروس را به حرف وادارد و عروس امتناع می کند و با گرفتن هدیه و سکه از داماد، حرف می زند .

پاگشا

این رسم نیز در بسیاری از مناطق مرسوم است . پدر عروس یک هفته بعد از عروسی خانواده داماد را به همراه عده ای دیگر دعوت می کند و مهمانی مفصلی می دهد . اولين باري که داماد به خانه پدر زن خود مي رود را آياق آچدی ( پاگشا ) می گويند .

عید نوروز

چهارشنبه سوری

عدد چهار در این آیین، حکایت از چهار وجه طبیعت دارد که به تدریج عنصری واحد یعنی طبیعت، سال، مکان یا هر پدیده چهار وجهی را می‌سازند. اولین چهارشنبه منسوب به باد است و در آن روز باد می وزد ، دومی خاک ، سومی آتش و سرانجام آب ، که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته می‌شود و زمین نفس می‌کشد. صبح چهارشنبه آخر سال مردم بر سر آب می روند و از روی آن می پرند و این شعر را می خوانند آتیل ماتیل چرشنبه (عاطل و باطل شود چهارشنبه) بختیم آجیل چرشنبه (بختم باز شود چهارشنبه) اگر آب را نماد باروری بدانیم، آخرین چهارشنبه اسفند با باروری طبیعت همراه است. در روستاها معتقدند که چهارشنبه آخر سال، چرشنبه خاتون است. زنان بالای اجاق خوراک پزی خود شکل زنی را می کشند و زیر آن یک آیینه و شانه می گذارند تا وقتی چهارشنبه خاتون آمد سرش را شانه بزند . چهارشنبه خاتون تأکیدی بر بارور شدن زمین در آخرین روزهای اسفند است. در شب چهارشنبه سوری حتماً برنج سفید پخته و به همراه آجیل و شیرینی بر سفره می‌گذارند. پسران جوان یا نوجوان شالی برداشته و از سوراخ بالای بام خانه (که عمدتاً برای تعویض هوا و خارج شدن دود تنور تعبیه شده) شال خود را پایین می‌اندازند. صاحب خانه نیز به فراخور حال خود، مقداری آجیل، شیرینی یا تخم‌مرغ در گوشه شال می‌بندد تا پسر آن را بالا بکشد. چنانچه پسر، خواهان دختر خانواده باشد، شال را بالا نمی‌کشد. چنانچه خانواده دختر راضی باشد، نشانه‌ای از دختر را به شال می‌بندند. رسم شال‌اندازی در بیشتر نقاط آذربایجان رایج بوده و هنوز هم در بعضی از روستاها انجام می ‌شود.آذری - زن امروزی

سایاچی‌ها

مراسم سنتی سایا یکی از رسم و رسومات زیبای آذری ها است که چند ده روز قبل از پایان سال شخصی به نام سایاچی روزهای پایانی سال خانه به خانه می‌گردد و با خواندن شعرهایی مخصوص برای اهالی هر خانه‌، سالی پربرکت را آرزو می‌کند. او همچنین روزهای مانده به عید را شمارش می‌کند و به این دلیل می ‌توان گفت به احتمال زیاد، واژه سایا‌ از مصدر ترکی سایماق به معنای ‌شمردن گرفته شده است. صاحبخانه ها نیز هدیه ای مانند گندم، جو، شیرینی ، آجیل یا مبلغی پول را به عنوان هدیه به سایاچی ها می دهند . سایاچی در شعرهای خود برای کسانی که با میل و رغبت و گشاده‌ دستی به او هدیه و انعام داده ‌اند، آرزوی تولد فرزند پسر در سال آینده را می‌کند و برای آن‌ هایی که هدیه‌ ای اندک و کم ‌ارزش داده ‌اند، دختردار شدن را می‌طلبد .

تکم گردان ها

یکی از سنت های آذری ها قبل از نوروز مراسم تکم گردانی است . در زبان آذر تکه به معنای بز نر است و برگزار کننده ی این مراسم در حالی که عروسک بز به دست دارد سر آن را به این سو و آن سو تکان می دهد و شعرهایی درباره تکه و ماجرای آن می خواند و مردم در قبال خواندن شعر به تکم گردان هدیه و انعام می دهند .

بایراملئق

واژه ی بایراملئق به معنای عیدی می باشد که افراد به مناسبت فرا رسیدن عید به همدیگر می دهند و معمولا بزرگتر ها به کوچکتر ها عیدی می دهند . این هدیه می‌تواند یک تخم مرغ رنگ شده عید باشد یا یک لباس و یا یک اسکناس تازه تا نخورده. اسکناس نو و یا پول متداول‌ترین نوع بایراملئق است که افراد به همدیگر می ‌دهند. در برخی خانواده‌ ها پدر اسکناس ‌های نویی را در میان صفحات قرآن کریم نگهداری می‌کند و بعد از لحظه تحویل سال نو به اعضای خانواده هدیه می‌دهد. دادن عیدی به تازه عروس ‌ها و تازه داماد ها و نامزد های جوان از اهمیت فراوانی برخوردار است. یکی دیگر از رسم های آذری ها دادن ایل سیکه سی (سکه سال) است . برخی از افراد به داشتن دستی سبک و پر خیر و برکت مشهور هستند و این اشخاص به دیگران ایل سیکه سی می دهند تا از نظر اقتصادی سالی پر رونق داشته باشند .آذری - زن امروزی

پوشش زنان آذری

برک

لباس‌های زنان ترک آذربایجان با کلاه‌هایی که «برک» نام دارد کامل می‌شود، برک‌ها گاهی به شکل ساده بوده و گاهی هم با سکه‌ها یا پولک‌هایی خاص تزئین می‌شوند. در خانواده‌های اشرافی و ثروتمند، بیشتر لباس‌ها از جمله برک و جلیقه بیشتر با سکه تزئین می‌شود، اما اکثریت بانوان این منطقه بیشتر خواهان استفاده از برک‌هایی با پولک‌های رنگارنگ هستند.

این برک‌ها جذابیت خاصی به چهره آنان می‌دهد، البته در برخی ایل‌های این استان نیز زنان کلاه دیگری بر سر می‌گذارند که به تاس کلا مشهور است و دورتادور آن ریشه‌های رنگی دارند که کم‌تر استفاده می‌شود.

چارقد

زنان ترک روسری بزرگی به نام چارقد به شکل پارچه ای مربعی از جنس ابریشم یا نخ که معمولا طرح‌های گل‌دار بزرگ با رنگ های روشن دارند را به صورت مورب تا زده و بر سر کرده که سر بزرگش در پشت گردن قرار می‌گیرد و دو دنباله‌اش با یک سنجاق، زیر چانه بسته می‌شود و بعضی ها نیز صورتشان را در ناحیه چانه می‌پوشاندند. چارقد موهای آنان را پوشانده و به هنگام خارج شدن از منزل چاقچوری که زیر جامه در آن بگنجد برپا و چادر مشکی بر سر و روبندی از پارچه با قلابه جواهر به صورت می‌زدند . زنان، آن‌ها را نه تنها به هنگام دیدوبازدید، بلکه در خانه هم سرمی کردند .

یایلیق

یایلیق، نوعی سربند است که اکثر اوقات وسط آن کاملا به رنگ مشکی و حاشیه آن نیز همیشه به رنگ قرمز است که اغلب زنان مسن برای نگه داشتن چارقد آن از بالای پیشانی روی چارقد یا روسری می‌بندند. دختران جوان از یایلیق استفاده نمی‌کنند و فقط چارقد بر سر می‌کنند. زنان روستایی و زرتشتی هنوز چارقد بزرگتری که سرش از پشت کاملا تا پایین می‌رسد، به سر می‌کنند. امروزه نیز برخی از بانوان ایل شاهسون آذربایجان، چارقد گلداری بر سر می‌کنند که با یک کلاغی بسته می‌شود.

کوینک

کوینک لباسی که روی شانه آن دوختی وجود نداشته و بدون یقه ، جلو باز و با آستین های بلند دوخته شده و به عنوان رویی یکی از لباس‌های شانه‌ای بوده و معمولا از جنس ابریشم تهیه می‌شود که به شکلی تویی پوشیده شده و «گؤینک» نیز نامیده می شود . در واقع «کؤینک، پیراهنی با حدود ۱۵۰ سانتی متر بوده و شانه‌ها بدون درز است که با افزودن چهار فاق مثلثی در زیر بغل، گشاد می‌شود.»

یک نوار مستطیلی شکل تزئینی ممکن است یقه ‌کوچک و راست را بپوشاند. تن پوش‌های پایینی صرفاً مجموعه ای از دامن‌های چند طبقه هستند که حدود نود سانتی متر طول و ۹۰۰ سانتی متر محیط دارند.آذری - زن امروزی

جبکن

در فرهنگ آذری ها جبکن که بدن را در خود می‌پیچاند و دارای آستری و آستین های بلند با انتهایی در اشکال متفاوت که از شانه به پایین حالتی شل داشته و از جنس ابریشم و مخمل دوخته می شود یکی دیگر از لباس هایی است که روی کوینک بر تن می‌کنند .

آرکالیک (آرخالیخ)

یکی دیگر از لباس‌های معروف آذربایجان جنوبی «آرکالیک» است که دارای یقه باز و آستین هایی که تا آرنج تنگ و بعد از آن با پلیسه هایی گشاد می شود ، می باشد و از دو طرف بدن با دگمه‌هایی در وسط با هم گره می‌خوردند و در طرح‌ها، رنگ‌ها و مدل‌های متنوعی دوخته می شوند . این لباس در این مناطق بیشتر از جنس مخمل زرشکی سیر با گل‌های مختلف مورد توجه بوده که تا گذشته نزدیک از روی کؤینک پوشیده می شده است .

لباده

«لباده» نام دیگر لباسی است که تا زیر کمر ادامه یافته و مقابل آن باز می مانده است. این لباس در دو طرف خود بال هایی دارد و آستین هایش تا آرنج است.

کوردو

لباسی جلیقه مانند، بدون آستین و کوتاه که بیش تر زنان آذربایجان جنوبی در فصول سرد سال بر تن می کنند و آن را «کوردو» می نامند. زنان متنول و ثروت مند یک کوردوی زرشکی رنگ که در داخل، آستر داشته و در اطراف یقه و مقابلش پوست خرگوش به کار رفته باشد بر تن می ‎کنند؛ اما اغلب اوقات جلیقه ی زنان آذربایجان را پارچه های دوخته شده ی بدون آستین تشکیل می دهد که روی آن ها سکه های طلا و نقره دوخته شده است و تعداد سکه ها، نشان دهنده ‎ی میزان ثروت خانواده است.

شال کمر

بانوان عشایری از نوعی شال کمر روی پیراهن های خود استفاده می کنند که به پشت بند مشهور است. آن ها شلوارهای رنگارنگی را که بلند تا مچ پاست می پوشند که به «درپا» شهرت دارد و نوعی دستمال سر دارند که «شلمه» نام دارد .

تومّان (دامن بلند)

زنان آذربایجان تنبان یا شلیته ‎ای دارند که نظیر تنبان های بانوان گیلان، بختیاری، سیستانی و قشقایی است و گاه شلواری بلند و سیاه به پا می کنند که مانند شلوار بانوان مازندرانی تا پشت پا می رسد . این بانوان، در گذشته دامنی گشاد را که «تومّان» نام داشته و از جنس ابریشم بوده و تا مچ پا ادامه می یافت از زیر می پوشیدند. زیردامنی از چیت نرم است و لباس دیگری زیر آن پوشیده نمی شود. بعضاً زنان چند دامن را روی هم پوشیده و به نمونه ی وسطی «آرا تومّان» می گفتند. به دامن کوتاه نیز «شلته» یا «دیزلیک» می گفتند. «زنان معمولی ایل، سه تا پنج و زنان خانواده ی «بیگ ها» پنج تا هفت عدد از این دامن ها را همراه با پیراهنی روی آن ها، می پوشند.

نیمتنه

نیمتنه (کُت) دارای سرشانه، یقه های برگشته و آستین های تکه دوزی شده است که فقط تا کمر رسیده و دگمه و دو جیب کوچک دارد .

چاکشیر

زنان وقتی قصد خروج از خانه را می کنند ، روی همه ‎ی این دامن هایی که به تن کردند، نوعی روپوش که «چاکشیر» نام دارد و پاچه دارد را می پوشند. بخش گشاد دامن ها در قسمت کمر با پیلی هایی تنگ شده و در کمر بسته می شوند.

چادرشب

زنان در مناطق شهری فقط در صورت پوشاندن خود با چادر که به آن چادر شب می گفتند و تا قوزک پاها می رسید، می توانستند بیرون بروند و به آن گاهی اوقات روبنده ‎ای (روبند) از تور نخی ظریف حاشیه دوزی شده و روزنه ‎ای از الیاف مشبک، اضافه می گردید. پاها با ساق پیچ های (چاخچور) ابریشمی چهنی که حتی پنجه ‎ها را هم می پوشانید، پوشانده می شد.

باشماق (کفش)

کفش های دست دوزی که در رنگ های متنوع و شاد تهیه شده و پاپوش هایی هم چون جوراب، گالش (کفش بدون پاشنه)، چاروق، قوندارا (نوعی کفش چرمی)، قیرمیزی باشماق (پاپوشی هم چون دمپایی) و تک گون (کفش جشن و عروسی) بوده اند. زنان از باشماق نیز هم چون جوراب های پشمی و ابریشمین در رنگ ها و طرح های متنوع استفاده می کنند.

زیورآلات زنان ترک آذربایجان

روی کؤینک و جبکن زیورآلاتی آویخته شده و کمربندهایی زیبا روی کمر بسته می شد. «زیورآلات زنان عبارت بود از: طیف وسیعی از کمربند، صفحات متصل به هم توسط یک سگک گل آذینی، ملیله کاری سیم های نقره ای و قابل انعطاف، انگشتری ها (اوزوک)، گردن بندهایی از مروارید کوچک و مجموعه ی بزرگ قابل ملاحظه ای متشکل از زنجیر طلایی با یک آویز هلالی، آراسته به یک ستاره، یا یک آویز برجسته ی مرکزی مزین به چهار مدال بزرگ، کناری و متصل به هم. طرح هلال و ستاره، طرح مورد علاقه برای گوشواره ها (سیرقا یا سیرگا) نیز بود». جلیقه ‎ی آنان همانند جلیقه ‎ی مردان بود؛ اما پر از سکه ‎های نقره و طلاست.

تزئین گیسو در بین زنان آذربایجان

زنان گیلکی برای آرایش موهای خود اول فرقی از میان سر بازکرده و قسمتی از موی خود را به سمت چپ و قسمتی از آن را به سمت راست متمایل کرده و چارقد می پوشند که فقط اندکی از موی جلوی سر پیدا می شد . در حالت دیگری، زنان به خصوص دختران جوان ‎، قسمت کمی از موهای دو طرف صورت را تا زیرگونه چیده و آن ‎ها را می پیچانده و در کنار گونه ‎ها فرو می بردند و در حالت سوم موهای چیده شده را زیر چارقد در کنار گونه ‎ها آزاد گذاشته و دو عدد گیره ‎ی سر در دو طرف ابروها می زدند که البته امروزه در این مناطق فقط خانم ‎های مسن که چارقد بر سر می ‎کنند، بسان حالت اول و دوم گیسوان خویش را می ‎آرایند. برای هر سه نوع آرایش مو، موهای پشت سر هرگز کوتاه نمی ‎ شود، بلکه به صورت گیس، رشته رشته بافته می ‎شود .

ممکن است شما دوست داشته باشید
1 نظر
  1. قادر توحیدلو می گوید

    با سلام و ادب
    این مطالب برای من بسیار جالب بود. بنده عاشق زیباییهای لباسهای سنتی ترکها هستم. اولین باری بود اطلاعات دقیقی در مورد پوشش و آداب و رسوم عشایر و قوم آذری مشاهده کردم.خیلی خوب بود و جای تشکر دارد.
    “چوخ ممنون”
    یک نکته عرض کنم و آن اینکه عکسهاییکه در این مطلب داشتید خیلی گویای نکات دقیق این مقاله نیست. اگر عکسها یا حتی طراحی لباسهای سنتی را در این مقاله بگنجانید بسیار عالی است. مثلا من معنی و طرح لباس چاکشیر را اصلا نفهمیدم. عکسی هم از آن نبود.
    نکته دیگر اینکه برای عوامل زیادی برای از بین بردن سنتهای ترکان و لباسهای سنتی آنان از قبیل دخالت دولتهای حاکم وجود داشته است. در نقطه مقابل برای حفظ سنتهای محلی و پوشش زیبای سنتی آذری و زنان عشایر چه اقداماتی صورت گرفته است؟ خود مردم با غیرت آذربایجان برای حفظ لباسهای سنتی زیبا و آداب و رسوم سنتی خودشان چه کرده اند؟ این مطلب خیلی اهمیت دارد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.