سید علی قاضی طباطبایی

سید علی قاضی طباطبایی ، در ۱۳ ذی‌الحجه ۱۲۸۲ق (۹ اردیبهشت ۱۲۴۵ش)، در تبریز به دنیا آمد. پدرش، سید حسین قاضی (درگذشت۱۳۱۴)، از شاگردان میرزای شیرازی در سامرا بود که سپس به تبریز بازگشت و به تهذیب نفس پرداخت.

خاندان وی از سادات طباطبایی، مشهور به فضل و تقوا و اغلب در کسوت روحانیت بودند و نسب‌شان به ابراهیم طباطبا، نوادۀ امام حسن مجتبی(ع)، می‌رسد.

سید علی بعد از بلوغ و رشد، به تحصیل علوم ادبی و دینی مشغول شد و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند و در سال 1308هـ.ق. در سن 26 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.

آیت الله سید علی آقا قاضی از زمانی که وارد نجف اشرف شد، دیگر از آنجا به هیچ عنوان خارج نشد مگر یک بار برای زیارت مشهد مقدس حدود سال 1330هـ ق به ایران سفر کرد و بعد از زیارت به طهران بازگشت و مدت کوتاهی در شهر ری در جوار شاه عبدالعظیم اقامت گزید.

پس از اقامت در نجف، تحصیلات خود را نزد اساتیدی از جمله فاضل شربیانی، شیخ محمد ممقانی، شیخ فتح الله شریعت و آخوند خراسانی ادامه داد، و در سن ۲۷ سالگی به درجه اجتهاد نائل شد.

شهرت قاضی طباطبایی بیشتر به‌دلیل بعد عرفانی شخصیت اوست؛ اما او در علوم دیگر مانند حدیث، فقه و تفسیر نیز صاحب نظر بود.

در وصف او گفته اند:

سکوتش بیشتر از کلامش است و خلوتش بیشتر از جلوتش. آیت الله قاضی، انسانی است که در استقامت، صلابت کوه را دارد. او برای آنکه ابواب آسمان به رویش گشوده شود، چهل سال صبر کرده است. می داند که بدون استقامت انسان به جایی نمی رسد و آن را به شاگردان خود نیز می آموزد. می گوید: “اگر طالب حقیقی بودی به جست و جو ادامه بده که اگر الان نرسیدی بالاخره زمانی خواهی رسید. تازه وقتی هم در برایت باز شد به همان کم بسنده نکن، بیشتر جست و جو کن و بیشتر بخواه!”

روزهایی در بعضی ایام سال نیست، می شود. هیچ کس خبری از او ندارد نه در مدرسه و نه در مسجد، نه در کوفه و نه در سهله. هیچ کس او را نمی یابد. او کجاست؟ چه می کند؟ با کیست؟ چگونه رفته؟ و چگونه بر می گردد؟ هیچ کس نمی داند، هیچ کس…
و این خلوت او نه تنها، تنهایی نیست، بلکه آکنده از اسرار است.
انس او با خلوت است و روح او با وحدت. ساعت ها به تفکر در وادی السلام می پردازد و خودش می گوید که : « با روح مردگان مأنوس تر است تا با زندگان.

آیت الله نجابت در مورد عطش ایشان می فرماید:  حرارت عشق، قلبش را می سوزاند و اوست و قالبی یخ همیشه در کنارش، زمستان و تابستان فرق نمی کند، پولی هم در بساط ندارد که بخواهد هندوانه بخرد و بخورد، اما یخ، ارزان قیمت است.سید علی قاضی طباطبایی - زن امروزی

فقر و اوج توکل

خانه اش ساده و محقر است. کلاس ها همان جا برگزار می شود! « کف منزل خالی از هر فرشی است و تنها یک گلیم نایلونی خوشرنگ در آن انداخته شده که آن را هم عموی ایشان برای آقای قاضی فرستاده است و چون می دانسته که او از مناعت طبعی که دارد، هدیه قبول نمی کند، گفته است شما اگر حق الناس را قبول دارید من این را وقف بیرونی شما کردم!»

تنگی معیشت و فقر در بعضی از مقاطع زندگی، آنچنان آقای قاضی و خانواده اش را تحت الشعاع قرار می دهد که بعضی از کتاب هایشان را می فروشند تا از پول آن امرار معاش کنند ولی هرگز راضی نمی شود از وجوهات شرعیه استفاده کند.

با این همه فقر، ایشان بسیار کریم النفس است. آیت الله نجابت می گوید: « پول اگر دستش برسد مثل کبوتر بال دار می رود. حمام که می رود به جای دو یا چهار فلس، 150 فلس به حمامی می بخشد که 100 فلس آن خرج دو خانواده می شود. » خانه اش را که می خرند زیر آن طلا پیدا می کنند و وقتی برایش می آورند می گوید:« بروید برای خودتان! چون من خانه را فروخته ام. »فقیر هم که در خانه می آید سهم غذای خودش را می دهد و از سهم غذای دیگران هم نمی خورد و می گوید: « من سهم خودم را دادم رفت. »

توسل به ائمه أطهار(ع)

آیت الله سید علی آقا قاضی، در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: … و تمام طرق ….توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا.

گفته اند: آیت الله قاضی شب های جمعه تا صبح در حرم سیدالشهداء(ع) می ایستاد و هیچ چیز نمی گفت، نه زیارتی و نه … تنها تماشا می کرد.

کافی بود که شخصی که به منبر رود جمله اولش با « صلی الله علیک یا ابا عبدالله » شروع شود تا اشک های قاضی دیگر بند نیاید و تا آخر مجلس اصلاً نشنود که قصه می خوانند یا روضه!

می گفت: در مستحبات تعزيه داری و زيارت حضرت سيد الشهدا ـ عليه السلام ـ مسامحه ننماييد. و روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است.

نماز شب

آیت الله نجابت می فرمود:

« کم می خوابد و مکرر بیدار می شود مثل کسی که دنبالش کرده اند، این عشق، این جنون الهی مگر برای او خواب گذاشته است، بیدار می شود و به نماز مشغول می شود، اما نه چهار رکعت، نه ده رکعت و یازده رکعت که تا بیست رکعت و بیشتر »

علامه طباطبايي مي فرمود:

«چون به نجف اشرف برای تحصيل مشرف شدم به خاطر قرابت و خويشاوندی به محضر قاضی رفتم، روزی کنار در مدرسه ای ايستاده بودم که قاضی از آن جا عبور می کرد؛ چون به من رسيد، دست خود را بر روی شانه من گذاشته و فرمود: «ای فرزند! دنيا می خواهی، نماز شب بخوان و آخرت می خواهی، نماز شب بخوان …

انس با قرآن 

آقای قاضی بر انس با قرآن تأکید بسیار داشتند، از جمله در نامه ای به یکی از شاگردانشان این چنین می فرمایند: « علیکم بقراءه القران الکریم فی اللیل بالصوت الحسن الحزین فهو شراب المؤمنین ::: بر شما باد به قرائت قران کریم در شب، با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن شراب مؤمنین است. »
و ظاهر آداب ایشان بر این قرار داشته که با قرآن استخاره نمی کردند و به شاگردانشان هم می فرمودند: « بنده، به قرآن کریم استخاره نمی کند».
و به شاگردش آیت الله علی محمد بروجردی می گوید: « هیچ گاه از قران جدا مشو. »

احترام وسفارش علامه قاضی به امام خمینی قبل از انقلاب

آیت الله شیخ عباس قوچانی می‌گوید: در نجف اشرف با قاضی جلساتی داشتیم و غالبا افراد با هماهنگی وارد جلسه می‌شدند و همدیگر را هم می‌شناختیم. در یک جلسه، ناگهان سید جوانی وارد شد، استاد بحث را قطع کرده و احترام زیادی به سید جوان نمودند و به او گفتند:

آقا سید روح الله! در مقابل سلطان جور و دولت ظالم باید ایستاد، باید مقاومت کرد، باید با جهل مبارزه کرد.

این در حالی بود که از انقلاب خبری نبود. ما خیلی تعجب کردیم؛ ولی بعد از سالهای زیاد و پس از انقلاب فهمیدیم که قاضی در آن روز از چه جهت آن حرفها را زد و نسبت به امام احترام کرد.

حضرت امام خمینی درباره علامه قاضی فرموده بود: قاضی، کوهی بود از عظمت و مقام توحید.سید علی قاضی طباطبایی - زن امروزی

نقل شده از :

سید محمد حسن قاضی: ظاهر ایشان بسیار مرتب و تمیز بود. موها و دست هایشان را حنا می زدند و به تمیزی کفش خیلی اهمیت می دادند و عطر و بوی خوش استعمال می کردند. می فرمودند: دنیایتان را داشته باشید، همسر، فرزندان و تنعمات مادی خدادادی را داشته باشید و در همین زندگی طبیعی و عادی، سیر و حرکت به سمت خدا و معنویت هم باشد.

 آیت الله سید عباس کاشانی: من آن موقع سن کمی داشتم، ولی آیت اله سید علی قاضی (ره) اهل این حرف ها نبود. بچه های کم سن و سال هم که به مجلسشان می آمدند بلند می شدند و هر چه به ایشان می گفتند اینها بچه هستند، می فرمودند: « خوب است بگذارید این ها هم یاد بگیرند. »

آقا سید هاشم حداد: حضرت آقا (آقا سید علی قاضی) خیلی در گفتارشان و در قیام و قعودشان و به طور کلی در مواقع تغییر از حالی به حالتی دیگر، خصوص کلمه (یا صاحب الزمان) را بر زبان جاری می کردند. یک روز یک نفر از ایشان پرسیدند : آیا شما خدمت حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء مشرف شده اید ؟!! فرمودند: کور است هر چشمی که صبح از خواب بیدار شود و در اولین نظر نگاهش به امام زمانش نیفتد…

آیت الله کشمیری: بعد از وفاتش خواستم بفهمم مقام ایشان چقدر است، در رؤیا دیدم از قبر آقای قاضی تا به آسمان نور کشیده شده است.

آیت‌الله بهجت قدس‌سره: “آیت‌الله قاضی می‌فرمود: «اگر کسی نمازهای پنج‌گانه را اول وقت بخواند، به [همۀ] مقامات عالیه می‌رسد وگرنه مرا لعنت کند.

از آیت الله بهجت در مورد ایشان می پرسند ایشان گریه می کند و می گوید: « چه کنم که قلمی آن قدر قدرتمند نیست که بتواند هر چه را در مورد قاضی بوده بنویسد، آقای قاضی کرامات و مقامات بالایی داشتند. یک شب آمدیم صحن، دیدیم که آقای قاضی به نماز جماعت مشغولند و ازسرشان نوری بالا می رود که تمام صحن را روشن کرده است. ما خوشحال شدیم که ایشان بالاخره قبول کردند که نماز جماعت اقامه کنند بعد از نماز خدمتشان رفتیم و گفتیم آقا الحمدلله، آقا خندیدند و هیچی نگفتند و بعدها با رفقا آمدیم منزل آقای قاضی، دیدیم که ایشان در همان منزلشان بوده اند و مشغول اقامه نماز.»

نقش استاد

او در سیر الی الله به داشتن استاد بسیار اهمیت می‌داد و بر آن بود که استاد باید خبیر و بصیر، خالی از هوای نفس، رسیده به معرفت الهی و انسان کامل باشد. از نظر وی، سالک اگر نصف عمر خود را در جستجوی استاد بگذراند، ارزش دارد و سالکی که استاد را دریابد، نصف راه را طی کرده است.

استادان

1. ميرزا موسی تبريزی؛ وی از شاگردان شيخ انصاری و سيد حسين کوه کمره ای بود.
2. ميرزا محمد علی قراچه داغی
3. پدر گرامی خودشان؛ سيد علي آقا خود می گويد: تفسير «کشاف» را در خدمت پدرش خوانده است.
4. ميرزا محمد تقی تبريزی، معروف به «حجه الاسلام» و متخلص به «نير»؛

روح سيد علی که از دانش حوزه علميه تبريز سيراب نشده بود به جانب حوزه کهن نجف اشرف تمايل پيدا می کند؛ ابتدا پدر را از اين تصميم آگاه مي سازد، پدر از احساس عطش و شوق نونهالش در راه تحصيل و تهذيب، شادمان گشته و وی را با گروهی از اهالی تبريز روانه نجف اشرف می سازد. زمانی که قاضی به شهر نجف می رسد، به حرم علوی مشرف شده و از آن حضرت برای رشد و شکوفايی کمک می خواهد و خود را به آن امام همام می سپارد تا راهی را که رضايت خداوند در آن است، به وی نشان دهد و هميشه در تمام مراحل زندگی همراهی اش نمايد.
اين درخواست قاضی مورد قبول امير المومنين ـ عليه السلام ـ واقع شده و آن حضرت، راه سعادت و خوشبختی را به وی نشان می دهد؛ به گونه ای که از اساتيد بزرگواری استفاده نموده و صاحب کرامات و فضايل عرفانی می شود.

علاوه بر اساتيدي که در تبريز از محضرشان استفاده کرده بود ـ در نجف اشرف نيز از محضر اساتيد مبارز و زبده ای بهره مند شد؛ همانند آيات عظام:
1. محمد کاظم خراسانی (آخوند خراسانی) ؛ نويسنده کفايه الاصول.
2. ميرزا فتح الله شريعت اصفهانی (شيخ الشريعه)
3. ميرزا حسين تهرانی
4. شيخ محمد حسن مامقانی
5. سيد محمد کاظم يزدی
6. فاضل شربيانی
7. شيخ محمد بهاری؛ معظم له همان عارف، سالک و عالم فرزانه اي است که در سن 32 سالگي به اجتهاد رسيد و از اوتاد شاگردان عارف نامدار، ملا حسينقلی همداني محسوب می شود.
8. سيد احمد کربلايی

شاگردان

از جمله شاگردان وی عبارتند از آيات بزرگوار:
1. شيخ محمد تقي آملی؛ وي يکي از علماي بزرگ حوزه علميه تهران بودند و خود می گويند که: «علوم ظاهری مرا غنی نکرد و عاقبت گمشده خود را در وجود سيد علی قاضي طباطبايی يافتم.» و آيت الله قاضی در خصوص وی می فرمود: «ايشان از جمله کسانی هستند که شرف ديدار با امام زمان ـ عليه السلام ـ را داشته است.»
2. علامه سيد محمد حسين طباطبايی
3. سيد محمد حسن الهی طباطبايی
4. محمد تقی بهجت
5. سيد يوسف حکيم
6. سيد محمد حسينی همدانی
7. شهيد محراب، سيد عبدالحسين دستغيب شيرازی
8. شيخ حسينعلی نجابت شيرازی
9. سيد محمد هادي ميلانی
10. محمد رضا مظفر
11. سيد عبدالاعلي سبزواری
12. ميرزا علي غروی علياری
13. سيد شهاب الدين مرعشی نجفی
14. سيد ابوالقاسم خوئی
15. حاج شيخ ابوالفضل خوانساری
16. شيخ عبدالحسين حجت انصاری
17. شيخ محمد ابراهيم شريفی زابلی
18. شيخ عباس قوچانی
19. شيخ علی اکبر مرندی
20. سيد حسن مسقطی
21. سيد هاشم حداد
22. سيد عبدالکريم کشميریسید علی قاضی طباطبایی - زن امروزی

عروج به ملکوت

در ربيع الاول 1366 قمری روز هاي واپسين عارف مجاهد و عالم عامل مرحوم قاضی سپری شد و پس از سال ها تلاش و مجاهدت با نفس و کسب مقامات عالی عرفان، روح بزرگش در جوار حق تعالی آرميد و پيکر مطهرش توسط آقا سيد محمد تقی طالقانی غسل داده شده و پس از طواف بر اطراف ضريح امير المومنين ـ عليه السلام ـ در قبرستان وادی السلام، نجف اشرف کنار اجدادش به خاک سپرده شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.