علامه امینی

عبـد الحسیـن امینى معروف به علامه امینی از مراجع بنام شیعه و صاحب کتاب دائرةالمعارفی الغدیـر در سـال 1320 هـ .ق مطـابق بـا 1281 هـ .ش در روستاى (سردها) از تـوابع شهرستان سـراب به دنیا آمـد.

خاندان امینى، اهل علـم و فضل و تقوا و داراى سابقه در خدمات دینى بودند. پدر علامه امینى حجت الاسلام حاج میرزا احمد امینـى از عالمـان نامـى و معروف و از فقها و مجتهدین زمان خود و در زهد و پارسایی زبانزد عموم بود. او در سال 1304 ه.ق به تبریز مهاجرت نمود و برای همیشه ساکن آنجا گردید.

دوران كودكی و جوانی علامه

كودكی عبدالحسین مانند دیگر همسالانش سپری نشد، بلكه او از همان كودكی، استعداد و تیزهوشی عجیبی از خود نشان می‌داد. وی از آغاز زندگی، با حافظه قوی و سرعت عجیبش در درك مسائل دینی، همه نگاه‌ها را به خویش جلب كرد. روح پرسشگر و جست و جوگر عبدالحسین نمی‌گذاشت تا او مانند دیگر كودكان باشد. هر كس در كودكی او را درك می‌كرد، از تیزهوشی وی خبر می‌داد.
خانوده مذهبی و علاقه‌مند به دانش و معرفت علامه نیز، زمینه رشد و تعالی عبدالحسین را آماده كردند. ایشان شاگردی و یادگیری را در محضر پدر بزرگوارش آغاز نمود و با مبانی دانش آشنا شد.

علامه در سن 16 سالگی برای ادامه تحصیل راهی نجف اشرف شد و تا حدود سن 32 سالگی در آنجا مشغول کسب معارف الهی بود. در این سالها در محضر اساتیدی چون: آیة الله سید محمدبن محمدباقر الحسینی فیروزآبادی، آیة الله سید ابوتراب بن ابوالقاسم خوانساری، آیة الله میرزا علی بن عبدالحسین ایروانی و آیة الله میرزا ابوالحسن بن عبدالحسین مشکینی زانوی ادب زده و کسب علم نمودند .

ایشان در سن 32 سالگی به زادگاه خود تبریز مراجعت نموده و برای مدت کوتاهی در آنجا ماندگار شد. اوقات ایشان در آن ایام به تدریس و تحقیق مصروف گردید و در آن زمان بود که کتاب نفیس تفسیر فاتحة الکتاب توسط ایشان به نگارش درآمد. علامه امینی(ره) که عشق امیرالمومنین علی علیه السلام در جانش شعله‌ور بود، بیش از این در فراق از حضرتش تاب نیاورده و مجدداً راهی نجف اشرف شد.

ایشان در نجف ضمن تحقیق و مطالعه فراوان در مجالس اساتید برجسته و مراجع تقلید آن روزگار به استمرار حاضر می‌شدند و در ضمن آن بود که از جهت علمی و تقوا به مرتبه والای اجتهاد نائل گردیده و همچنین از علما و مجتهدین بزرگ آن عصر اجازه روایت نیز دریافت داشتند. بیشتر ساعات ایشان به تحقیق و مطالعه می‌گذشت. و از منابع علمی اسلامی توشه برمی‌گرفت.علامه امینی - زن امروزی

مقام علمى 

علامه امینی در علـوم اسلامى مانند تفسیر ، حدیث درایه و علـم رجال استاد و متبحرى بى مانند و به خصـوص در علم فقه و تاریخ گویى سبقت را از همه محققان در ربود. مراجع و علماى بزرگ زمان هـم چـون سید ابـوالحسـن اصفهانى، حاج آقا حسیـن طباطبایى قمـى، شیخ آقا بزرگ تهرانـى، شیخ محمد حسین کمپانـى، و شیخ محمد خلیل عاملـى زبان به تحسین گذاردند و ایـن زمانى است که هنوز سخنى از الغدیر در میان نبـود و پـس از ایـن مراحل است که ایـن بزرگوار 40 سال دیگر از عمر پر برکت خویش را بـا تلاشـى بى مـاننـد و پشت کـارى کـم نشـان در راه تحقیق و تتبع گذارنـده و کتاب عظیـم و شاهکار خـویـش (الغدیـر) را به جهان اسلام تقـدیـم داشت.

ایشان برای بررسی منابع واقعه غدیر، در کتابخانه‌های عراق، ایران، هند، سوریه و ترکیه، به مطالعه، نسخه‌برداری و پژوهش پرداخته است. به گفته سید جعفر شهیدی به نقل از خود امینی، او برای تالیف الغدیر، ده هزار جلد کتاب را از ابتدا تا انتها خوانده است.

جلد اول تا نهم کتاب الغدیر، در سال ۱۳۶۴ق در نجف چاپ شد. تمامی یازده جلد الغدیر، در سال ۱۳۷۲ق در تهران چاپ شد. این کتاب بیست جلد است که تاکنون تنها یازده جلد از آن چاپ شده است. علامه مي ‏گويد: “هرگاه پشت ميز مي‏ نشستم که الغدير را بنويسم مثل اينکه حضرت علی(ع) را در کنار ميز مي‏ ديدم که مطالب را به من ديکته مي ‏فرمود.

علامه امینی ، مخالف انتشار کتاب‌های سطحی و ضعیف درباره مسائل دینی بود؛ کتاب‌هایی که از مأخذ موثق استفاده نمی‌کردند، یا آنکه بر اساس اجتهاد و استنتاج صحیح نوشته نشده‌اند. وی درباره برخی از کتاب‌های دینی منتشر شده در زمان خود می‌گوید: کتاب‌هایی را که در این سال‌ها در شرح حال ائمه در زبان فارسی نوشته شده، باید به دریا ریخت.

مي گويند بعد از نوشتن الغدير گفته بود: «روز قيامت با دشمنان اميرالمؤمنين مخاصمه خواهم کرد! همان طور که آنها وقت آقا را گرفتند، وقت مرا هم گرفتند؛ و گرنه من ميخواستم معارف اميرالمؤمنين را گسترش بدهم؛ اينها آمدند مرا وادار کردند که من در اثبات امامتش کتاب بنويسم!»علامه امینی - زن امروزی

خصوصیات اخلاقى 

مرحوم علامه بسیار مراقب زبان خود بودند نقل شده است که هیچگاه کسی حرف رکیکی از ایشان نشنیده بود.

توکل و انقطاع علامه امینی از غیر، زبانزد عام و خاص بود. هرگاه با مشکلی مواجه می‌شدند متوسل به اهل‌بیت، خصوصا امیرالمؤمنین می شدند. ایشان در زهد و تقوا و ورع مراقبت شدید داشتند. با داشتن این همه علم و دانش متواضع بوده و کبر و غروری در وجود ایشان دیده نمی‌شد.
عالى تریـن صفات ممتاز وى محبت و ولاى کامل نسبت به خاندان رسالت بود که سرآمد تمام مزایاى وجودى او به شمار مى رفت به همیـن جهت است که علامه را بایـد در ایـن عصـر، یگانه توکل و انقطاع علامه امینی از غیر، زبانزد عام و خاص بود.
علامه امینی عقیده‌شان بر این بود که اساس خلقت بنا بر محبت است. ایشان می‌گفتند که تمام عبادات ناشی از محبت است. (هل الدین الا الحب). هر چقدر محبت به خدا بیشتر باشد، از معاصی و گناهان بیشتر دوری می‌شود. مرحوم علامه می‌گفتند: کسی که توجه‌اش در نماز کم است مشکل محبتی دارد.

ابهت علامه

علامه امینی ابهت زيادى داشت. او از يک سو مردى سفر کرده بود و با عالمان بسيارى از کشورها به گفت وگو نشسته بود، آثار فراوانى از دانشمندان سنى را ديده و خود مجتهدى وارسته و آشنا به نيازهاى روز و دل سوخته و عاشق ائمه(عليهم السلام) بود و از سوى ديگر اندامى رشيد، قامتى بلند، استخوان بندى درشت، چشمانى سياه و درشت داشت. سوز ايمان و اخلاص در عمل او شهره آفاق بود. هرگاه وارد مجلسى مى شد، همگان به احترام او مى ايستادند، کسى را ياراى تکلم با او نبود مگر بعد از آن که تبسمى مى کرد، و با آرامى با مخاطب سخن مى گفت.

عبادت

یکی از ابعاد زیبای شخصیت مرحوم علامه امینی پایبندی او به تلاوت قرآن و به جای آوردن نمازهای مستحبی و ادعیه بود. عادت او این بود که همیشه ساعتی قبل از طلوع فجر به نماز شب می ایستاد و پس از نماز صبح با توجّه و تدبّر یک جزء کامل از قرآن را تلاوت می کرد.

آیت الله نجومی می نویسد: «در عمرم ندیدم کسی را که مثل علامه امینی با حضور قلب نماز بخواند». فرزند ایشان می نویسد: «هنگام فرا رسیدن ماه رمضان، پدرم تمام کارهای عادی خودشان را تعطیل می کردند و با فراغ بال به استقبال روزه و عبادت در نجف اشرف یا کربلا می رفتند و مقید بودند که در طول ماه مبارک رمضان پانزده مرتبه ختم قرآن کنند و ثواب چهارده ختم آن را به چهارده معصوم علیه السلام و ثواب یک ختم قرآن را نیز به روح والدین شان هدیه می کردند و این کار را تا سال های پایان عمر مبارکشان ادامه دادند».

توسل

علامه امینی روی توسلات خیلی تکیه می‌کردند. ایشان شدیداً به زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله و زیارت عاشورا معتقد و مقید به خواندنش بودند. و بسیاری از ادعیه را حفظ بودند.
یک قسمت عظیمی از زندگی مرحوم علامه را ادعیه و توسلات و تمنای از اهل‌بیت و خصوصاً زیارات پر کرده بود. ایشان هر شب به زیارت حرم امیرالمومنین علی علیه السلام مشرف می‌شدند و آنقدر آداب را در زیارت رعایت می‌کردند که مردم می‌ایستادند و به ایشان می‌نگریستند که آداب را بیاموزند. ایشان با کمال خضوع و خشوع و با حزن، بالای سر امام می‌نشستند و با برخی الفاظِ زیارات با امام سخن می‌گفتند و آنقدر اشک می‌ریختند که بر روی محاسن‌شان جاری می‌شد و آنقدر غرق زیارت می‌شدند که اکثراً از یک ساعت هم می‌گذشت.
ایشان اکثراً وقتی به زیارت حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف می‌شدند با پای پیاده می‌رفتند. و مسئله قابل توجه اینست که ایشان از راه اصلی نمی‌رفتند بلکه مسیر را از میان روستاها انتخاب می‌کردند و شب را به صورت ناشناس در منزل آنها می‌ماندند و در آنجا به سخنرانی در باب معارف دین و اهل‌بیت علیهم السلام می‌پرداختند و بدین وسیله طعم شیرین معارف الهی را به کامشان می‌نشاندند.

علامه امینی از بیشتر محافل و مجالس مذهبی خشنود نبود و نقدهایی بر این مجالس مطرح می‌کرد. مهم‌ترین نقد او بی‌اطلاعی و ناآگاهی بسیاری از گویندگان از حدیث و معارف دینی بود و به سخنان نامستند و نامناسب اهل منبر و برخی از روضه‌خوانان، ایراد داشت. امینی می‌گوید: «در یکی از مجالس عمده تهران، در ایام عزاداری شرکت کرده بودم، در وسط منبر، با اینکه کاری زننده بود، برخاستم و بیرون آمدم، چون نشستن و گوش دادن به آن حرف‌ها را حرام دانستم.

عنايت اميرالمؤمنين(ع)

از قول آيت‌الله بهاءالديني(ره) نقل شده است كه: «علامه اميني(ره) براي تصنيف كتاب الغدير به كتابي نياز داشت، امّا هر چه گشت آن را پيدا نكرد تا آنكه متوسل به حضرت امير(ع) شد. روزی در حرم به حالت توسل حضور داشت كه ديد عربی آمد و رو كرد به ضريح حضرت و جسارت‌آميز اظهار كرد، اگر مردی، كار مرا انجام بده! مرد عرب رفت و هفته ديگر كه باز علامه در حرم، بود آمد و رو كرد به ضريح و گفت بله، مردی! كار ما انجام شد.

علامه امينی خيلی ناراحت می شود كه ما در خدمت شما هستيم، چند وقت است مراجعه می كنيم، اعتنايی نمی شود. شب در عالم رؤيا حضرت را زيارت می كند، آقا می فرمايد: آخر آنها بدوی و بيابانی هستند. زياد نبايد آنها را معطل كنيم. بايد با آنها مطابق طفوليتشان عمل كرد ولی شماها كه آشنايی با ما داريد معطل هم بشويد از ولايت و ارادت شما كاسته نمی شود. روز ديگر پيرزن همسايه می آيد خدمت علامه و دستمال بسته‌ای كه اوراقی از كتاب در اوست می دهد و می گويد: خانه تكانی می كرديم اين كتاب بود، گفتم شايد به درد شما بخورد. وقتي علامه نگاهی می كند، می بيند همان كتابی است كه مدت‌ها دنبال آن مي‌گشته است».

رحلت

تلاش بی‌وفقه علامه امینی در دوران زندگیش باعث ضعف جسمانی ایشان شده که منجر به بیماری و زمین گیر شدنشان در دو سال آخر عمر ایشان شد.  سرانجام در ظهر روز جمعه 12 تیر ماه 1349ه. ش (28 ربیع الثانی 1390ه .ق) آن پیر فرزانه و پر مایه، پس از 68 سال تلاش و كوشش، به دیدار یار شتافت تا از دست صاحب غدیر و از چشمه زلال كوثر بیاشامد و غبار خستگی را از تن بزداید.

در آخرین ساعات زندگی به یکی از فرزندانشان می فرمایند با آبی که به تربت امام حسین علیه السلام ممزوج است، لب های مرا مرطوب کنید و دعاهای صحیفه سجادیه امام زین العابدین علیه السلام را برایم بخوانید.

آن گاه خود نیز به همراه فرزند «مناجات متوسّلین» و «مناجات معتصمین» را با صدای حزین زیر لب زمزمه می کنند. ناگهان در لحظات نزدیک به اذان ظهر درحالی که عبارت: «اللهمّ اِنّ هذِهِ سکراتُ الموت قد حلّت فاقبل اِلیّ بوجهک الکریم» را زمزمه می کردند، جان به جان آفرین دادند و به دیار باقی منتقل شدند.

پس از انتقال پیکر مطهر علامه امینی به عراق، در شهرهای بغداد، كاظمین، كربلا و نجف نیز پیكر علامه با شكوه فراوانی تشییع شد و پس از طواف دادن پیكر بر گرد آستان مقدس علوی، به وصیت خودشان، در حجره‌ای از كتابخانه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام ـ كه خود بنیان‌گذار آن بود ـ به خاك سپرده شد.

محمّد هادى امینى فرزند مرحوم علاّمه امینى نقل مى کند: وقتى پدرم را دفن کردیم مرحوم علاّمه بحرالعلوم آمد و به من گفت: من در این فکر بودم ببینم مولا امیرالمؤ منین (علیه السلام) چه مرحمتى در مقابل زحمات و خدمات مرحوم امینى در نگارش کتاب شریف الغدیر مى‌کند؟ در عالم خواب دیدم حوضى است آقا امیرالمؤ منان (ع) بر لب آن ایستاده اند. افراد مى آیند و مولا از آن حوض آب به آنها مى دهند. گفتند که این حوض کوثر است . در این حال آقاى امینى به نزدیک حوض رسیدند ظرف را گذاشتند، آستین‌ها را بالا زده و دستان مبارکشان را پر از آب کردند و به علامه آب خورانیدند و خطاب به او فرمودند: بَیّضَ اللّه وَجهک کما بَیَّضت وجهى (پروردگار رو سفید کند تو را کما اینکه مرا رو سفید کرد).

آثار علمی و تالیفات

مرحوم علامه امینی در طول زندگی پربار خود کتاب های بسیاری تألیف نمودند که علاوه بر مجموعه بی نظیر الغدیر برخی از آثار ایشان عبارتند از:

  • تفسیر سوره فاتحه
  • شهداء فضیلت؛ (در شرح حال دانشمندان شیعه که از قرن چهارم ه تا عصر حاضر به شهادت رسیده اند)
  • سیرتنا و سنّتنا (در پاسخ به علّت محبّت فراوان شیعه به اهل بیت علیهم السلام و ردّ غلوّ)
  • تحقیق و تصحیح کامل الزیارات ابن قولویه
  • ادب الزائر در آداب زیارت امام حسین علیه السلام
  • ریاض الانس
  • تعلیقه بر مکاسب و رسائل شیخ انصاری
  • العترة الطاهرة فی الکتاب العزیز
  • ثمرات الاسفار
  • رجال آذربایجان

اهداف به انجام نرسیده

حکیمی در مقدمه یادنامه علامه امینی، درباره اهداف محقق‌نشده او، نوشته است که جز آنچه علامه امینی انجام داده، او هنوز هدف‌های دیگری داشت که با پایان عمرش موفق به انجام نشد. برخی از این برنامه‌ها عبارت بودند از:

  • تأسیس دارالتألیف (خانه نویسندگان).
  • تأسیس مرکزی برای رسیدگی به نشریات جهان درباره اسلام.
  • احیای آیین نقابت.
  • توسیع و تحکیم مبانی مرجعیت.
  • چاپ و نشر کتب بسیاری از علمای اسلام که به حالت خطی باقی مانده‌اند.
  • اقداماتی در جهت اعطای بینش بیشتر به طلاب علوم دینی و وادار کردن آنان به حرکت و سفر به دور گیتی و شناخت زندگی واقعی و مسائل جهان و علوم زمان.
  • تصحیح و تعدیل و نظارتی دقیق و دامنه‌دار درباره کتب مذهبی؛ تا آنکه کم‌کم اشخاصی درباره مذهب و مسائل مذهبی کتاب بنویسند که هم دارای اطلاعات کافی و تخصصند و هم صلاحیت دارند، نه اینکه هر کس رسید بتواند کتاب دینی بنویسد.
  • تصحیح مسیر مجالس مذهبی و نظارت بر آنچه در آنها به مردم آموخته می‌شود.
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.