قدم ششم فیلمنامه نویسی : به حرفهای مزخرف گوش بدهید !

قدم ششم فیلمنامه نویسی : چرا باید به حرفهای مزخرف گوش بدهم ؟

تنها راهش درک ” اهمیت موضوع ” و زدن به قلب آن است و بس !

قدم ششم فیلمنامه نویسی : از آنجا که شخصیت و داستان دو روی یک سکه هستند و به سان تار و پودی در هم تنیده اند و اصطلاحا با هم کار می کنند پس خواه ناخواه این ” اهمیت داشتن ” معطوف به هردوی آنهاست .

بدیهی است که شما از خواندن این مطالب به دنبال نکته ای بدیع ، مفید و تازه و یا آنچه هستید که خود نمی دانید . مخاطبین داستان نیز تقریبا اینگونه اند . آنها به دنبال تجربه ای جدیدند تا در رویارویی مجازی و درگیر شدن با آن تجربیات و زندگی تازه ای را از سر بگذرانند .

حال هرچه دنیای داستان ، روزمره تر و عادی تر باشد ، میل و نیل مخاطبین عام به آن کمتر است و البته این بسیار متفاوت است از باورپذیری و قابل درک بودن داستان و شخصیت ها ( که در آینده به آن نیز خواهیم پرداخت )

در مثالی ساده اگر به دوست یا عضو خانواده تان بگوئید که :

” امروز از خواب بیدار شدم … به خیابان رفتم … سوار اتوبوس شدم و سر کار رفتم … کارها را یکی پس از دیگری انجام دادم … ناهار بی مزه را با بی اشتهایی خوردم … چند تلفن بی فایده کردم و دوباره با اتوبوس برگشتم و …. ” قاعدتا از اواسط صحبتتان طرف مقابل یا چرت می زند و خمیازه می کشد و یا در محترمانه ترین حالت به جایی دیگر می اندیشد چراکه گوش همه ی ما از این حوادث و روندهای معمولی پر است و دیده مان سیر !

اما اگر اینگونه شروع کنید :

” امروز در اتوبوس ، چهره ی بسیار آشنایی را کنار خودم دیدم … با کمی تمرکز و تصور او بدون چهره سازی و لباس مبدل متوجه شدم او کسی نیست جز محمود احمدی نژاد !!! …

از نگاهم فهمید که شناختمش ، اشاره کرد چیزی نگویم … به ایستگاه بعدی که رسیدیم مردان بلند قد و خشنی دستم را کشیدند و پشت سر احمدی نژاد مرا از اتوبوس بیرون بردند … تا همین نیم ساعت پیش جوابهایی می دادم که مطلقا باورت نمی شود …. می گفتند که می خواستم ……………… ! ”
هنر شما به عنوان نویسنده در وهله ی اول انست که بدانید اهمیت آنچه می گوئید در کجاست زیرا دور یا نزدیک

شدن به این کوره ی مذاب می تواند شرایط را به نحو دیگری تغییر دهد . شرایطی که شما به عنوان بناگذار آن برایش ایده و طراحی حساب شده ای داشته باشید .

در مثالی دیگر متاسفانه همه روزه در اخبار تلویزیون شاهد تصاویر غمبار آوارگی و ویرانگی افراد مختلف در اقصی نقاط جهان هستیم . تصاویری که علیرغم حجم و کستردگی شان دیگر آنگونه که باید شما را متاثر نمی کنند .

اما درک اهمیت و تاثیر بیرون آوردن سگی کوچک و پشمالو از حفره ای برای کودکی که به تازگی به خاطر از دست دادن خانواده اش دچار افسردگی شده و تنها مونسش نیز همین سگ است می تواند شما را از این کانال و آن کانال کردن شبکه ها باز دارد و متاثر و علاقه مندتان کند .

به عبارت دیگر همواره فقط خود حادثه و شخصیت نیست که تعیین کننده ی اهمیت قضایا است بلکه تاثیرات آن و وزنه هایی که دومینو وار به آن متصل است نیز می تواند موجب اهمیت ماجرا شود .

مثلا در فیلم ” درباره الی ” دروغ گفتن یا صادق بودن آنجایی اهمیت می یابد که زندگی الی و روابط سایر اهالی ویلا را معنا و جریانی دیگر می بخشد و از این حیث است که انتخابی حیاتی و دو راهی مهمی ایجاد می کند .

نویسنده : محسن تهرانی
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.